تبلیغات
هیچ جا خونه آدم نمی شه - یک مکان نوستالژیک

هیچ جا خونه آدم نمی شه

یکشنبه بعد از عید فطر، صبح جمع و جور کردیم و به طرف خونه راه افتادیم.

ما همیشه از خونه که می خوایم بریم شمال جوری برنامه ریزی می کنیم و راه می افتیم که ناهار رو هتل بادله بخوریم. از شمال هم که می خوایم برگردیم بازم همینه برنامه. ظهر راه می افتیم، ناهار رو هتل بادله می خوریم و بعد راه می افتیم تو جاده و به طرف خونه. هتل بادله برای من، هومن و خیلی از نزدیکامون، برای خیلی از مشهدی ها که می رن شمال پر از خاطره است. خاطره غذاهایی که اونجا خورده شده، شاید شب هایی که اونجا خوابیدن و خلاصه هتل بادله همیشه کلی حس نوستالژی با خودش داره. برای همین ما همیشه سفرمون با هتل بادله شروع می شه و با هتل بادله هم تموم می شه.

اولین باری که حدود هفت سال پیش من و هومن، دو تایی رفتیم شمال زمستون بود. ظهر از خونه راه افتادیم و شب ساعت 10 رسیدیم جلوی هتل بادله. تصمیم گرفتیم شب اونجا بمونیم و صبح بریم ویلا. چون مطمئن بودیم ویلا الان شدیدا سرده و تا صبح طول می کشه گرم کردنش. از اون شب هتل بادله برای ما هم یک جای خاص شد.

این بار برای پیش غذا سوپ گرفتیم و میرزاقاسمی. من عاشق میرزاقاسمی هتل بادله هستم. خیلی خیلی خوشمزه است.

برای غذای اصلی هم من چلو کباب بختیاری سفارش دادم و هومن کباب لقمه، که هر دوش خیلی خیلی خوب بود. اما الان هر چی فکر می کنم قیمت ها یادم نمیاد.

خلاصه بالاخره بعد از ناهار سوار ماشین شدیم و شب رسیدیم خونه و دوباره به زندگی روزمره برگشتیم.


نوشته شده در دوشنبه 26 مرداد 1394 ساعت 11:41 ق.ظ توسط شف شبنم نظرات |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total]) [cb:pages_no]
مرجع قالب وبلاگ در میهن تمپ - طراح قالب : پیچک