تبلیغات
هیچ جا خونه آدم نمی شه - مطالب مرداد 1394

هیچ جا خونه آدم نمی شه

قبل از سفر این عکسو گذاشته بودم اینجا و گفته بودم وقتی برگشتم دستورشو می نویسم.

اما به خاطر تصمیم های جدیدم و پیشنهادی که بهم شده فعلا دستورشو نمی ذارم اینجا. توی این وبلاگ روزانه هامو می نویسم اما دستور غذا و شیرینی دیگه اینجا نمی ذارم.

الانم جای همه خالی همه خونه پر شده از بوی یک کیک شکلاتی خوشمزه که پختم تا امروز ببرم مشهد و خانوادگی بزنیم بر بدن. فعلا هم باید برم به بستن ساک و خوردن ناهار برسم و بعد راه بیفتیم بریم مشهد.

 


نوشته شده در چهارشنبه 28 مرداد 1394 ساعت 12:40 ب.ظ توسط شف شبنم نظرات |

یکشنبه بعد از عید فطر، صبح جمع و جور کردیم و به طرف خونه راه افتادیم.

ما همیشه از خونه که می خوایم بریم شمال جوری برنامه ریزی می کنیم و راه می افتیم که ناهار رو هتل بادله بخوریم. از شمال هم که می خوایم برگردیم بازم همینه برنامه. ظهر راه می افتیم، ناهار رو هتل بادله می خوریم و بعد راه می افتیم تو جاده و به طرف خونه. هتل بادله برای من، هومن و خیلی از نزدیکامون، برای خیلی از مشهدی ها که می رن شمال پر از خاطره است. خاطره غذاهایی که اونجا خورده شده، شاید شب هایی که اونجا خوابیدن و خلاصه هتل بادله همیشه کلی حس نوستالژی با خودش داره. برای همین ما همیشه سفرمون با هتل بادله شروع می شه و با هتل بادله هم تموم می شه.

اولین باری که حدود هفت سال پیش من و هومن، دو تایی رفتیم شمال زمستون بود. ظهر از خونه راه افتادیم و شب ساعت 10 رسیدیم جلوی هتل بادله. تصمیم گرفتیم شب اونجا بمونیم و صبح بریم ویلا. چون مطمئن بودیم ویلا الان شدیدا سرده و تا صبح طول می کشه گرم کردنش. از اون شب هتل بادله برای ما هم یک جای خاص شد.

این بار برای پیش غذا سوپ گرفتیم و میرزاقاسمی. من عاشق میرزاقاسمی هتل بادله هستم. خیلی خیلی خوشمزه است.

برای غذای اصلی هم من چلو کباب بختیاری سفارش دادم و هومن کباب لقمه، که هر دوش خیلی خیلی خوب بود. اما الان هر چی فکر می کنم قیمت ها یادم نمیاد.

خلاصه بالاخره بعد از ناهار سوار ماشین شدیم و شب رسیدیم خونه و دوباره به زندگی روزمره برگشتیم.


نوشته شده در دوشنبه 26 مرداد 1394 ساعت 12:41 ب.ظ توسط شف شبنم نظرات |

روز عید فطر برای ناهار تصمیم گرفتیم بریم رستوران پیاله تو آمل. رستوران پیاله شعبه ای از دومو هست که غذاهای برنجی و کباب داره.

هومن کباب  ترش سفارش داد که 35500 تومن بود. منم جوجه کباب گرفتم که 17500 بود. دو تا هم کته گرفتیم که 4800 بود.  مخلفات هم روی خود غذا بود. اون روز ظهر فقط من و هومن تو رستوران بودیم و یک ناهار اختصاصی خوردیم. خیلی خیلی خوشمزه بود. یکی از بهترین کباب هایی بود که خوردیم. فضای رستوران خیلی بزرگ نیست اما به شدت دلچسب و خوشگله.

آدرس: آمل، خیابان بسیج، جنب پارک بانوان.               تلفن: 43237441-011

برای شام هم که آخرین شام ما تو این سفر بود بازم رفتیم رستوران ایتالیایی دومو. یک سالاد سزار سفارش دادیم که 19500 بود و خوشمزه.

برای شام یک پنه پستو گرفتیم به قیمت 25500 که اونم خیلی خوشمزه بود، هر چند هومن می گفت پنه پستویی که خودمون تو خونه درست می کنیم خوشمزه تره.

دسر هم یک کیک گرم شکلاتی گرفتیم که همون چاکلت لاوا کیک خودمونه که هومن استاد درست کردنشه. اما خوب حاضری و بی زحمت خوردنش هم می چسبه گاهی. اونم 15000 تومن بود. خیلی خیلی چسبید و کلی حال داد.

البته رو صورت حساب حق سرویس و مالیات هم اضافه می شه.

آدرس: سرخرود، رو به روی شهرک خانه دریا                        تلفن: 44823980-011


نوشته شده در یکشنبه 25 مرداد 1394 ساعت 09:36 ق.ظ توسط شف شبنم نظرات |

جمعه صبح تا ظهر کلی تو شهرهای اطراف گشتیم. ظهر برای ناهار رفتیم رستورانی که تا حالا نرفته بودیم. رستوران آسو.

دکوراسیونش خوشگل بود. خانم هایی که تو آشپزخونه اش کار می کردن لباس های محلی خوشرنگ و تمیز تنشون بود. منوش هم دوست داشتنی بود.

برای پیش غذا سوپ، سالاد دهاتی و قلیه اسفناج گرفتیم که همشون خوب بودن.

غذای اصلی من خورشت ترش واش گرفتم و همسرجان پکیج مخصوص شامی. دو تا کته هم گرفتیم. همه چیز خیلی خیلی خوب بود و ما از پیدا کردن یک رستوران خوب دیگه خوشحال بودیم.

آدرس: مازندران، ایزدشهر، رو به روی هتل نارنجستان، گلستان 92                      تلفن: 44581020-011

عصر بعد از کلی قدم زدن کنار دریا، نگاه کردن غروب آفتاب و گشت و گذار برای شام رفتیم یکی از شعبه های رستوران دومو. رفتیم رستوران دومو تنالیته، بین محمودآباد و فریدونکنار، جنب هتل الف.

برای پیش غذا یک سالاد سزار سفارش دادیم با قیمت 19000 تومن.

یک قارچ پروانسال هم گرفتیم که 10500 تومن بود. و مزه اش معمولی بود.

غذای اصلی استیک مخصوص خوردیم که 35500 بود. و خیلی خیلی خوشمزه بود. هرچند من ترجیح می دم روی استیکم پنیر نداشته باشه و  با یک سس ساده و کلاسیک سرو بشه.

دومو گردی همیشه حال من و هومن رو خوب می کنه. فقط آخرش ناراحت بودیم که چرا دیگه جا نداریم برای خوردن دسر؟ برای همین مجبور شدیم به خودمون قول بدیم فردا شب حتما دسر هم بخوریم.


نوشته شده در چهارشنبه 21 مرداد 1394 ساعت 02:10 ب.ظ توسط شف شبنم نظرات |

از روسیه که برگشتیم، تا یک هفته هی خوابمون میامد و خسته بودیم. انقدر که اونجا راه رفته بودیم و خودمونو خسته کردیم. خلاصه رسیدیم به تعطیلات عید فطر و تصمیم گرفتیم دو تایی بریم شمال و یک کم خستگی در کنیم و حال و حول کنیم.

چهارشنبه ظهر راه افتادیم و شب که رسیدیم رفتیم رستورانی که خیلی دوستش داریم شام خوردیم اما دوربین همراهمون نبود. رستوران ایتالیایی دومو برامون یک جای آرامش بخش و دوست داشتنیه با دکوراسیون عالی، سرویس دهی خوب و غذاهای فوق العاده خوشمزه.

پنجشنبه صبح کمی گشتیم. ظهر ناهار رفتیم کته کبابی تمیشون که بین نور و محمودآباده. بازم دوربین یادم رفته بود بردارم اما غذا مثل همیشه عالی بود.

شب رفتیم یک رستوران جدید به اسم لوسو. دکوراسیونش خوب بود. موسیقی زنده داشت که ما دوست نداشتیم. انقدر سروصدا بود که سرسام می گرفتی. من ترجیح می دم موقع شام موسیقی زنده ای اگه هست آروم باشه. مثلا با پیانو آهنگهای آروم زده بشه. کاباره که نیست، جای رقصیدن هم نیست که اون همه سروصدا سر شام از خودشون درمیارن. پرسنلش شیک و پیک بودن اما اصلا سرویس دهی بلد نبودن. کلی طول کشید تا برامون منو بیارن. یک ربع هم طول کشید تا بیان سفارش بگیرن. غذاها خیلی دیر آماده شد و خیلی با فاصله از هم آوردن سر میز.

چون خیلی گشنه نبودیم قرار شد یک سوپ و سالاد سفارش بدیم با یک غذا. سوپ قارچش با قیمت هشت هزار تومن که افتضاح بود. بی مزگی رو می شه با نمک و فلفل حل کرد اما آبلیمو هم لازم داشت، ولی متاسفانه لیمویی کنارش نبود. از همه بدتر این که توی سوپ پر بود از گلوله های آرد؛ یعنی انقدر ناشیانه درستش کرده بودن که آرد سس سفید گلوله گلوله شده بود.

یک تای سالاد هم سفارش دادیم که خیلی بی سلیقه درست و تزیین شده بود. تازه توی منو نوشته بود توش جوانه هم داره اما ما حتی یک دونه جوانه هم توش پیدا نکردیم و همین سالاد بی سلیقه هفده هزار تومن بود.

برای غذای اصلی چیکن ماشروم سفارش دادیم. سینه های مرغ زیاد پخته بود و خشک شده بود. خیلی هم بی مزه بود. اما از سوپش اقلا بهتر بود. چیکن ماشروم هم سی و دو هزار تومن بود.

روی همه این قیمت ها ده درصد هم حق سرویس اضافه می شد. کلا دوستش نداشتیم و دیگه هم گذرمون اون ورا نمیفته.

آدرس: اتوبان بابلسر به فریدونکنار، رو به روی شهرک خزرشهر شمالی، مجتمع خزر سنتر

 


نوشته شده در دوشنبه 19 مرداد 1394 ساعت 07:04 ب.ظ توسط شف شبنم نظرات |

دیروز می خواستم آخرین پست رو درباره روسیه بنویسم که یکهو تصمیم گرفتم برای شب دوستامونو دعوت کنم، این شد که پاشدم به کار و آشپزی و جای همه خالی یک شب خوب و خوشمزه دور هم گذروندیم.

این پست درباره تجربیات کلی سفر به روسیه است.

  1. به نظرم بهتره که روسیه رو آدم با تور بره، مگر این که اونجا آشنایی داشته باشه. چون اونجا نه  کسی انگلیسی می فهمه، نه حتی رو تابلوها یک کلمه به جز روسی نوشته شده که کار رو برای توریست سخت می کنه.
  2. اگه خواستید با تور برید آژانسی رو انتخاب کنید که خودش برگزار کننده باشه و به اصطلاح آژانس مادر باشه. چون اطلاعاتی که قبل از سفر بهتون می ده خیلی به درد می خوره به علاوه اینکه می تونه براتون ارزون تر دربیاد.
  3. دیگه این که اگه براتون هزینه کردن کمی بیشتر مقدوره، پکیج کامل که شامل هزینه تمام بازدیدها هم می شه بگیرید چون هم به صرفه تره هم این که بعضی جاها رو تنهایی نمی شه رفت و اگه اونجا بخواید تور بگیرید و هزینه بدید براتون گرون تر در میاد. ما با آژانس دلتابان رفتیم و از همه خدماتشون راضی بودیم. لیدرمون، آقای هومن ارجمندنیا، هم به شدت خوب و همراه و با اطلاعات خوب بود.
  4. هتلی که تو مسکو رزرو کرده بودیم هتل پنج ستاره متروپل بود که خیلی ازش راضی بودیم. یک هتل قدیمی و اصیل کنار کاخ کرملین و میدان سرخ. سرویس دهی عالی بود، صبحانه ها کامل و خوشمزه. برای اینکه بفهمید چه قدر این هتل خوبه همین کافیه که بگم کلی آدم معروف تا حالا اونجا اقامت داشتن مثل مایکل ج.ک.س.و.ن و کلی نویسنده و دیپلمات و ...
  5. هتلی که تو سنت پترزبورگ رفتیم هتل پنج ستاره سوکوس بریدج بود که خیلی خاص نبود. مثلا اتاق هاش میز آرایش نداشت و برای آرایش یا مو شونه کردن باید می رفتیم تو دستشویی. صبحانه اش معمولی بود و از هتل مسکو تنوع کمتری داشت. اما دو تا خوبی داشت. اولیش این که توالت هاش شلنگ آب داشتن، دومیش استخر و سوناهای فوق العاده خوبش بود. سونای بخار، سونای خشک، اتاق برف و کلی چیزای هیجان انگیز دیگه داشت. پولدارهای شهر برای استخر و سونا میامدن اونجا. دیگه اینکه به دو تا از پلهایی که شب ها باز می شد نزدیک بود و با پنج دقیقه راه رفتن می رسیدی به پل. به موزه ارمیتاژ هم خیلی نزدیک بود.
  6. از غذاهای خوشمزه هم غافل نشید و بی خیال همبرگر و پیتزا باشید و تا می تونید طعم های جدید رو تجربه کنید.

*در آخر هم از مامان بابام باید کلی تشکر کنم که این سفر رو به ما هدیه دادن و باعث به وجود اومدن کلی خاطرات به یاد موندنی شدن.

*عکس این پست هم از دوربین برادرم کش رفتم. https://instagram.com/shahriar_rahimi


نوشته شده در یکشنبه 18 مرداد 1394 ساعت 01:14 ب.ظ توسط شف شبنم نظرات |

روز چهارم تو سنت پترزبورگ بعد از صبحانه با دیدن کلیسای کازان مقدس شروع شد و بعد رفتیم موزه ارمیتاژ که یکی از بزرگترین موزه های دنیاست و نزدیک هتلمون بود. قسمتهایی از موزه رو تو وقت سه چهار ساعته ای که داشتیم دیدیم و از قسمت فروشگاه موزه یک نقاشی آبرنگ خریدیم، بعد بیرون موزه کلی عکس یادگاری گرفتیم. یک نقاش هم کنار موزه کارهاشو می فروخت که کلی خوشگل بودن. برعکس اکثر روس ها خوب انگلیسی و فرانسه صحبت می  کرد و کلی با هم حرف زدیم. از نقاشی، از ایران، از روسیه و خیلی چیزای دیگه. یک نقاشی آبرنگ خوشگل هم ازش خریدیم که هنوز وقت نکردیم قابشون کنیم.

برای ناهار رفتیم رستوران اسپانیایی که تو هتلمون بود به اسم سویا (Sevilla) که غذاش خوب بود و من انقدر گشنه بودم که فقط از سالاد و دسر یادم موند عکس بگیرم.

هتلمون یک رستوران دیگه هم داشت به اسم در دل تاریکی (dans le noir) که فرانسوی بود. حالا چرا اسمش در دل تاریکی بود؟ چون وقتی وارد رستوران می شید اونجا کاملا تاریکه اما بازم برای احتیاط چشماتونو با چشم بند می بندن. تمام پرسنل رستوران نابینا هستن. شما رو می نشونن، براتون منو رو می خونن و غذا رو که آوردن اگه خودتون نتونستید با چشم بسته بخورید، کمک می کنن و دهنتون می ذارن. هدفشون اینه که برای چند لحظه بتونید دنیای نابیناها رو تجربه کنید. کلی هم گرون بود رستورانش و ما وقت نکردیم بهش سر بزنیم. هرچند دوست نداشتم چیزی رو بخورم که نمی تونم ببینم.

عصر به استخر و سونا و جکوزی و حال و حول گذشت.

شب با شکم های بسیار گشنه رفتیم یک رستوران ژاپنی. برای پیش غذا هومن سوپ گوجه گرفت به قیمت 290 روبل.

من سوپ پاپریکا گرفتم که 250 روبل بود.

برای شام هومن مخلوط مرغ و سبزیجات سفارش داد که 270 روبل بود. یعنی از سوپش ارزون تر بود.

منم سوشی خرچنگ گرفتم که 350 روبل بود. به اضافه دو تا نوشیدنی و مخلفات. غذاها بی نهایت خوشمزه و عالی بودن. سرویس دهی و دکوراسیون و همه چیز انقدر خوب بود که همش ناراحت بودیم چرا فردا داریم از این شهر می ریم و دیگه نمی تونیم بیایم اینجا و بقیه غذاهاشو هم امتحان کنیم.

شب که برگشتیم هتل هم دسرهایی که از مک دونالد خریده بودیم رو خوردیم. دو تا ماکارون داشتیم و یک برش چیزکیک توت فرنگی که خیلی خیلی خوشمزه بودن. قیمتشون هم خوب بود. همش با هم شد 150 روبل.

صبح روز بعد هم با کلی خاطره روسیه زیبا رو ترک کردیم و برگشتیم سر خونه زندگیمون.


نوشته شده در چهارشنبه 14 مرداد 1394 ساعت 06:18 ب.ظ توسط شف شبنم نظرات |

سومین روز بعد از صبحانه، رفتیم چند تا کلیسای خوشگل رو دیدیم.

برای ناهار رفتیم یک هتل پنج ستاره که اونجا هم بوفه بود. غذاهاش خیلی خیلی خوشمزه بودن. خوشمزه ترین ناهاری که این مدت تور برامون رزرو کرده بود.

از غذای اصلی بهتر بستنی های دسرش بودن که انقدر خوشمزه بود که نمی شد به یک بار خوردنش اکتفا کرد. مخصوصا بستنی وانیلی که عالی بود. من در حالت عادی بستنی وانیلی برام خنثی است اما انقدر این بستنی خوب بود و همه چیزش اندازه بود که نمی شد ازش گذشت.

بعد از ناهار یک کلیسای دیگه رو هم دیدیم و بعد رفتیم هتل تا حاضر بشیم برای رفتن به باله. باله روی تور نبود و باید براش هزینه جدا می دادیم که نفری 70 دلار بود. ما هم کلی به خودمون رسیدیم و حاضر شدیم، رفتیم به دیدن باله دریاچه قو. اما اصلا اون چیزی که انتظار داشتم نبود. یک باله سطح پایین با رقصنده های آماتور. فرقش با یک باله خوب مثل فرق تئاتر بچه مدرسه ای ها تو یکی از شهرستان ها بود با یک تئاتر حرفه ای تو سالن اصلی تئاتر شهر تهران. به هر حال اگه نمی رفتیم همش فکر می کردیم چی رو از دست دادیم. بعد که به راهنمای تور گفتیم، اونم تایید کرد و گفت باله خوب از 300 یورو به بالاست بلیطش. راستش من و برادرم هم قبل از سفر می خواستیم بلیط یک باله یا اپرا توی تئاتر بلشوی مسکو (مهم ترین تالار تئاتر روسیه) رزرو کنیم که متاسفانه همه بلیط ها برای تاریخ سفر ما فروخته شده بود.

خلاصه شب دیر وقت بود که رسیدیم هتل. انقدر خسته بودیم که توان رستوران درست حسابی رفتن نداشتیم. دلمون می خواست سریع یک چیزی بخوریم و بریم لالا. اینه که رفتیم KFC و فیله سوخاری و سیب زمینی گرفتیم و نوش جان کردیم و دویدیم به سمت تخت خواب.


نوشته شده در دوشنبه 12 مرداد 1394 ساعت 06:16 ب.ظ توسط شف شبنم نظرات |

روز دوم تو شهر سنت پترزبورگ با یک صبحانه مفصل شروع شد. بعد برای دیدن کاخ کاترین رفتیم که خیلی جالب و زیبا بود. چند ساعتی به دیدن کاخ و عکس های خوشگل گرفتن تو باغ کاخ گذشت.

ظهر برای ناهار رفتیم یک هتل پنج ستاره نزدیک کاخ پترهوف. کیفیت غذا خیلی خوب بود اما مقدار غذا کم بود. غذا بوفه بود و اونایی که دیرتر اومدن تو سالن رستوران بهشون غذا نرسید و مدیر رستوران می گفت دیگه غذا نمیارم و خلاصه برای گروه بعدی مسافرا که غذا آوردن گروه قبلی که بهشون غذا نرسیده بود زودتر دویدن و غذا برداشتن و خلاصه کلا خیلی هتل ضایعی بود.

دسر هم که شیرینی و سالاد میوه میل نمودیم.

بعد از غذا رفتیم کاخ پترهوف و کلی هم اونجا گشتیم و چند دقیقه ای کنار خلیج فنلاند رو صخره ها نشستیم و یک قهوه اسپرسو خوردیم. بعد هم با قایق برگشتیم تا نزدیکی هتل.

شب برای شام مامان اینا رو دعوت کردیم یک رستوران نزدیک هتل که رو تابلوش نوشته بود غذاهای محلی داره و به نظر شیک و مرتب بود.

مامان برش سفارش داد که خیلی خیلی خوشمزه بود.

من سوپ پاپریکا گرفتم که عالی بود.

برادرم هم سوپ گوجه فرنگی گرفت که من زیاد دوست نداشتم اما خودش خیلی خیلی دوست داشت.

برای شام برادرم و هومن سینه مرغ با سس هوموس سفارش دادن که خیلی خیلی خوب بود.

من و مامان و بابا هم کتلت سفارش دادیم. قبلا تو سرچ هام خونده بودم که کتلک یکی از غذاهای خونگی روسهاست و دوست داشتم فرقشو با کتلت خودمون بفهمم. خیلی خوشمزه بود و فقط گوشت و سبزیجات معطر بود که تو سس پخته شده بود، توش سیب زمینی نداشت.

راستی یکی از غذاهای معروفشون هم شیشلیک بود که عین شیشلیک خودمون بود و دیگه امتحانش نکردیم.

خلاصه که شب خوبی رو دور هم گذروندیم که یادم نیست دقیقا چند روبل پولش شد اما یادمه کمی بیش از سیصد هزار تومن هزینه یک شام ساده پنج نفره شد.


نوشته شده در یکشنبه 11 مرداد 1394 ساعت 03:28 ب.ظ توسط شف شبنم نظرات |

مسکو خیلی زیبا و دوست داشتنی بود اما هر سفری متاسفانه پایانی داره و بالاخره رفتیم فرودگاه تا به سمت سنت پترزبورگ پرواز کنیم

وقتی رسیدیم تا چمدانها رو تحویل گرفتیم و رفتیم هتل و تو اتاق وسایلو گذاشتیم دیگه ظهر بود. تا دوازده و نیم شب تور برنامه ای برامون نداشت و ما وقتمون مال خودمون بود. با هومن راه افتادیم تو خیابونهای کنار هتل. اول چون خیلی گشنه بودیم پریدیم تو اولین جایی که دیدیم که مک دونالد بود. خواستیم غذا سفارش بدیم اما کلی شلوغ بود و اصلا هم کسایی که پشت صندوق بودن انگلیسی نمی فهمیدن. بعد از کلی تلاش نا موفق یکی از مشتریا که انگلیسی بلد بود برامون غذا رو سفارش داد و ما تونستیم کمی شکم گشنه رو سیر کنیم

بعد تازه جون گرفتیم و راه افتادیم تو خیابونهای خوشگل شهر. یک کوچه خیلی خیلی قشنگ پیدا کردیم که کلی رستوران و کافه داشت با دو تا کلیسا و یک سوپرمارکت رویایی. از سوپرمارکت برای خودمون توت فرنگی و رسپبری خریدیم و با کلی خستگی نزدیک 9 شب برگشتیم هتل و تو اتاق چند تا از میوه های خوشگلمون رو خوردیم که بی نظیر بودن. تو تمام عمرم توت فرنگی به این خوشمزگی و با این عطر و بوی عالی نخورده بودم. رسپبری ها هم خیلی شیرین و خوشمزه بودن.

خلاصه دوش گرفتیم و چون کلی راه رفته بودیم و دوباره گشنه شده بودیم به فکر شام افتادیم. یک رستوران ایتالیایی به اسم ماما روما (MAMA ROMA) سر کوچه هتل بود که رفتیم اونجا. دکوراسیونش عالی بود. کارکنانش هم انگلیسی بلد بودن. هومن سوپ خامه سفارش داد که عالی بود با قیمت 160 روبل.

من یک سوپ سنتی ایتالیایی که انواع سبزیجات توش بود به اسم مینسترونه گرفتم که خیلی خوشمزه بود و 150 روبل بود.

یک پیتزا پپرونی عالی خوردیم 330 روبل.

به اضافه یک راویولی بلوچیز که اونم خیلی خیلی خوشمزه بود و 230 روبل برامون آب خورد.

بعد برگشتیم هتل کمی استراحت کردیم و ساعت دوازده و نیم شب رفتیم تو لابی و همه گروه دور هم جمع شدیم تا بریم باز شدن پلهای رودخانه نوا رو ببینیم که هرشب ساعت یک ونیم باز می شن تا کشتی ها رفت و آمد کنن و پنج صبح دوباره پلها میاد پایین. خیلی منظره قشنگی بود. با آسمون نقره ای سنت پترزبورگ که اصلا تاریک مطلق نمی شد. جای همه خالی بی نهایت اون شب کنار رودخونه خوش گذشت. عکس بالا رو برادرم گرفته. برادرم عکاسی رو دوست داره و یک عکاس آماتوره. اگه دوست داشتید می تونید عکسهاشو تو اینستاگرام ببینید:

https://instagram.com/shahriar_rahimi


نوشته شده در شنبه 10 مرداد 1394 ساعت 11:32 ق.ظ توسط شف شبنم نظرات |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total]) [cb:pages_no]
مرجع قالب وبلاگ در میهن تمپ - طراح قالب : پیچک